| ورودی شمارهء: |
10722 |
| تاریخ: |
Tuesday 03:28 09.02.2010 |
|
|
زلیخا |
|
|
|
» click to enlarge « تقدیم به خدا دوستان:
ان سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون
لب خندان
دل خرم
با اوست
گر چه شیرین دهنان پادشهانند "ولی
او سلیمان جهان است" که خاتم با اوست.
بله عزیزان او پادشاه مقتدر من است
یا حق |
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10721 |
| تاریخ: |
Tuesday 03:17 09.02.2010 |
|
|
ziba.yasman |
|
|
|
» click to enlarge « تقدیم به خدای مهربانمون"از طرف دوستان خوبم و من:
دل خود بر تو نهادم "به خدا نیک نهادم
چو تویی شادی و عیدم "چه نکو بخت و سعیدم
به مبارکی وشادی چو نگار من در اید"
بنشین نظاره میکن """"تو عجایب خدا را
دل شما دوستان با خدا شاد
باد
خداست
همه اسرار
وجود.خدا پناه دوستدارانش اگر نباشد چه کسی پناه ماست؟؟؟ |
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10720 |
| تاریخ: |
Tuesday 03:04 09.02.2010 |
|
|
ziba.yasaman |
|
|
|
» click to enlarge « هیچ ایینهء" دگر آهن نشد.
هیچ نانی " گندم خرمن نشد.
پخته گرد و از تملک دور شو!!!!!!
رو چو برهان محقق"نور " شووووووو
چون ز خود رستی ""همه برهان"شدی
چون که گفتی "" بنده ام"" سلطان شدی.. |
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10719 |
| تاریخ: |
Tuesday 01:45 09.02.2010 |
|
|
خسرو |
|
|
|
» click to enlarge « ســـــــــــلام وشــــــــــب بخـــــــــیر دوســـــــتانم
تقـــــــــدیم بـــــــــه هـــــــمــــه
دخــــتران پاک دامن وعزیز
دخترم! با تو سخن ميگويم
گوش كن، با تو سخن ميگويم :
زندگي در نگهم گلزاريست
و تو با قامت چون نيلوفر ـ
شاخه پر گل اين گلزاري
من در اندام تو يك خرمن گل مي بينم
گل گيسو ـ گل لبها ـ گل لبخند شباب
من به چشمان تو گلهاي فراوان ديدم
گل تقوا ـ
گل عفت ـ
گل صد رنگ اميد
گل فرداي بزرگ
گل دنياي سپيد
***
ميخرامي و تو را مينگرم
چشم تو آينه روشن دنياي منست
تو همان خرد نهالي كه چنين باليدي
راست، چون شاخه سر سبز و برومند شدي
همچو پر غنچه درختي، همه لبخند شدي
ديده بگشاي و در انديشه گلچينان باش
همه گلچين گل امروزند
همه هستي سوزند
***
كس بفرداي گل باغ نميانديشد
آنكه گرد همه گلها بهوس ميچرخد ـ
بلبل عاشق نيست ـ
بلكه گلچين سيه كرداريست ـ
كه سراسيمه دود در پي گلهاي لطيف ـ
تا يكي لحظه بچنگ آرد و ريزد بر خاك
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاك
تو گل شادابي
به ره باد، مرو
غافل از باغ مشو
***
اي گل صد پر من!
با تو در پرده سخن ميگويم :
گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ
گل پژمرده نخندد بر شاخ
كس نگيرد ز گل مرده سراغ
***
دخترم! با تو سخن ميگويم:
عشق ديدار تو بر گردن من زنجيريست
و تو چون قطعه الماس درشتي كمياب
« گردن آويز » بر اين زنجيري
تا نگهبان تو باشم ز « حرامي » هر شب
خواب بر ديده من هست حرام
بر خود از رنج به پيچم همه روز
ديده از خواب بپوشم همه شام
***
دخترم، گوهر من !
گوهرم، دختر من !
تو كه تك گوهر دنياي مني
دل بلبخند « حرامي » مسپار
« دزد » را « دوست » مخوان
چشم اميد بر ابليس مدار
***
ديو خويان پليداي كه سليمان رويند
همه گوهر شكنند
« ديو » كي ارزش گوهر داند ؟
نه خردمند بود ـ
آنكه اهريمن را ـ
از سر جهل، سليمان خواند
***
دخترم ـ اي همه هستي من !
تو چراغي، تو چراغ همه شبهاي مني
به ره باد مرو
تو گلي، دسته گل صد رنگي
پيش گلچين منشين
تو يكي گوهر تابنده بي مانندي
خويش را خوار مبين
***
آري اي دختركم، اي به سراپا الماس
از « حرامي » بهراس
قيمت خودمشكن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس |
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10718 |
| تاریخ: |
Tuesday 00:52 09.02.2010 |
|
|
arshia70a |
|
|
|
» click to enlarge « سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردند:زمان و کلمات و موقعیت ها.سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند:ارامش و امید و صداقت.سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند:رویا ها و موفقیت و شانس.سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند:عشق و اعتماد به نفس و دوستان |
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10717 |
| تاریخ: |
Tuesday 00:39 09.02.2010 |
|
|
براي مايکل |
|
|
|
» click to enlarge « می نویسم واسه تو چون از همه رفیق تری
نا رفیقا رو دیدم تو از همه شفیق تری
نامردها فراوونن چند روزی بودم باهاشون
می دیدم از غصه هام همیشه شاده دلاشون
فهمیدم برای من طلسم ابلیس خریدند
با دعا های تو بود از کارشون دست کشیدند
خوب شد تنها موندم و موندم توی تنهایی ها
تنها صد شرف داره تا دوستی با نا رفیقا
نا رفیق پیشت میاد مثله یه دوست مهربون
یه دفعه نیش میزنه صدات میره تا آسمون
نا رفیق بهت میگه بیا و از پیشم نرو
یه دفعه خنجرشو میزنه توی قلب تو
می نویسم واسه تو شاید خدا بهت بگه
یه نفر روی زمین داره برات یه شعر میگه
نپرس کيم که داغونم
اين مسنجربازچه مرگيش شده؟ |
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10716 |
| تاریخ: |
Tuesday 00:36 09.02.2010 |
|
|
arshia70a |
|
|
|
سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که در اسمان عشق به پرواز در است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی برخواسته از دل و نشسته بر دل
سلاااااااااااام به برابچه های باحال دم همتون گرم
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10715 |
| تاریخ: |
Tuesday 00:28 09.02.2010 |
|
|
elnaz |
|
|
|
» click to enlarge « یک ساعت که افتاب بتابد....
خاطره همه شبها بارانی از یاد میرود....
و این است....
حکایت انسان و فراموشی....
comment: sani*
09.02.2010 - 00:29
 |
|
comment: عسل
09.02.2010 - 01:17
ای وصـــالــت آرزوی عـاشـقــــان وی خیــالــت پیش روی عاشقان
هـر کجـا کـردم نظـربــالا و پســـت جـلوه ای ازروی زیبــای تو هســت
خـرقـه پـوشـان محـو دیـدار تواند باده نوشان مست دیدار تواند
هـــم بـود در هــر دلـی مــاوای تو هــم بـود در هـر سـری سـودای تو
حـرفـی از اسـرار عشقــم یـــاد ده هــم بســوزان هـم مـرا بـر بــاد ده
سلام الناز جونم
خوبی؟
دوستت دارم |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10714 |
| تاریخ: |
Tuesday 00:16 09.02.2010 |
|
|
سامورایی |
|
|
|
» click to enlarge « سلام دوستان
من اومدم
برید کنار
می خوام بگم که ای خدا چرا منو افریدی
مگه نمی گن تو مهربونی
مگه نمی گن تو رحمانو رحیمی
مگه نمی گن تو همه بند هاتو دوست داری
مگه نمی کن تو همه جا هستی
مگه نمی گن بین بندهات فرقی نمی زاری
مگه نمی گن تو بهترینها رو برای بندهات می فرستی
مگه نمی کن تو عاشق بندهاتی
پس چرا ؟
منو افریدی؟
پس چرا منو یادت رفته؟
پس چرا منو نمی بینی؟
پس چرا زندگی سخته؟
پس چرا تو نیستی؟
کجای؟
نکنه منو فراموش کردی؟
نکنه من بنده تو نیستم؟
نکنه منو دیگه دوست نداری؟
مگه کاری کردم که تو ناراحت شدی؟
ایییییییییییییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااااا مردمممممممم کجاییی؟
خسته شدم
بریدم
دیگه نمی تونم
نه امیدی نه هدفی نه زندگی حتی نه خدای
کمکم کن
کمکم کن
کمکم کن
زندگی یه بازیه
کی از عمرش راضیه
ابر گریونه دلم
چشمه خونه دلم
نمی تونم دلمو راضی کنم
دلمو راضی به این بازی کنم |
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10713 |
| تاریخ: |
Tuesday 00:00 09.02.2010 |
|
|
سانی شیطونه |
|
|
|
» click to enlarge « قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن
اینجوری خیلی بهتره هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه ‚ عشق من ! باید من رو جا بذاری
باید صدام رو تو شب ترانه تنها بذاری
بدون تو سایه ی من تنها نشونی منه
بغض ترانه ساز من کنار تو نمی شکنه
دل سپردن رمز قفل این حصار تو به تو نیست
با تو بودن بهترینه ! اما ختم جستجو نیست
اونور دیوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس این ترانه آخرین آواز قو نیست
باید بری تا بتونم این شب رو نقاشی کنم
طعم گس نیش ای این عقرب رو نقاشی کنم
باید بری !دوس ندارم شب به تو چپ نگاه کنه
دوس ندارم دستای شب صورتت رو سیاه کنه
نه من من ‚ نه من تو تو این شبا ما نمیشه
عشق عظیم ما دوتا زیر یه سقف جا نمیشه
دل سپردن رمز قفل این حصار تو به تو نیست
با تو بودن بهترینه ! اما ختم جستجو نیست
اونور دیوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس این ترانه آخرین آواز قو نیست
comment: عسل
09.02.2010 - 00:13
قصه اینجوری شروع شد.. من وچشمات و ترانه
تو رو خواستن تا همیشه..... گریه و اشک شبانه
تو می دونی تا همیشه..... من به یاد تو می مونم
هرچی که ترانه دارم ..واسه ی چشات می خونم
واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس
دیدن صورت ماهت....... ...یه خیال عاشقانه اس
بی تو من هیچی ندارم.. پیش چشمات کم می یارم
اگه تو بخوای می میرم جون به دستات می سپارم
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن
تو مثه اب و نفس باش.... واسه این عاشق مجنون
رو تن این خاک
سلام سانی جون
خوبی عزیز؟
بازم نوشته هات عالیه
دستت درد نکنه
شب خوش |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10712 |
| تاریخ: |
Monday 23:25 08.02.2010 |
|
|
قــــلب |
|
|
|
» click to enlarge « سلام عزیزان
نمیدانم چرا هر لحظه از دوری تو رنج میبرم
وای از همه این غمها چرا دوری ازمن
چقدر راز عشق تو در وجودم پیچیده است
چرا دلم ناله های عجیبی دارد بخاطر تو
چرا عاشقان در سرزمین غم گیر ماندن چرا
چرا غم این سرزمین همه عاشقان را درک نمیکنه
چرا اهسته اهسته در اوای عشق میسوزیم
چرا کسیکه دوستش داری هر لحظه از دوریش رنج میبری
چرا دریای غم عاشقان پایان نمیابد تا ارام باشند
چرا تنهایی را عاشقان دوستدارند
چرا دوستداریم تنها باعشق خود باشیم و بس
چرا غرق خیالات دنیای عشق خود هستیم
چرا در وجودمان ترس عشق وجود دارد
چرا در راه عشق از خود گذریم و از همه چیز سیریم
چرا عاشقان این را بن بست را انتخاب کردند
چرا ای عشق در سرزمینت پادشاهی وجود ندارد
چرا خودت تنهای تنها پادشاه همه عاشقان هستی
ای عشق تو میدانی که همه این ستم از تو است
فقط از تو فقط از تو فقط از
comment: عسل
09.02.2010 - 00:07
چه دردیســت در میـــان جمع بودن
ولی در گوشـــه ای تنهــــا نشستن
برای دیـــگران چـــون کــــــــــوه بودن
ولی در چشــــم خـود آرام شکستن
برای هــر لبی شــــعری ســــــرودن
ولی لبهــای خود همـــواره بســتــن
به رسـم دوستــی دستـــی فشردن
ولی با هر سخن قلبــــی شکـستن
به نزد عاشقـان چون سنگ خاموش
ولی در بطن خود غـوغــــــا نشستن
به غربت دوستـان بر خـــــاک سپردن
ولی در دل امیـــــــــــد خانـــه بستن
به من هر دم نـــــــوای دل زنـــد بانگ
چه خوش باشد از این غم خانه رستن
چه دردیســت در میــــــان جمــع بودن
ولی در گوشـــه ای تنهــــــــا نشستن
سلاممم بر مهربانترین قلب دنیا
امیدوارم خوب باشی؟
شب خوش |
|
comment: ساحره
09.02.2010 - 00:08
سلام داداش قلب خوبي؟
خوشحالم كه مي بينمت
اميدوارم هميشه شاد باشي
دوست دارم  |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10711 |
| تاریخ: |
Monday 23:24 08.02.2010 |
|
|
sahari |
|
|
|
» click to enlarge « آنچه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.
و اما معما ، ، ، آن چیست که :
از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد .
برای دیدن جواب معما به آخر همین پست مراجعه کنید
هدف اصلی من از مطرح کردن معما این بود که خیلی وقتها تو زندگی ِ خودمون به بعضی مشکلات برخورد می کنیم و از اون مشکل یک غول می سازیم و هی به خودمون تلقین می کنیم که این عمراً قابل حل نیست . به نظر من زندگی خیلی هم سخت نیست . ( مولوی میگه : زندگانی شربت اندر شربت اندر شربت است ) یک روز یکی از استادامون در جواب به یکی از بچه ها که میگفت " گرفتن نمره 20 یا 19 فقط در خواب امکان پذیر هست" ، گفت :" نمره 20 را برای این گذاشتن که اونو بیاری نه اینکه جنبه دکوری باشه".پس من هم باید بگم :معماهای زندگی ( سختی ها ) را برای این گذاشتن که ما حلش کنیم نه اینکه بشینیم براش عذا بگیریم .
نکته دیگه در مورد معماها این هست که لازم نیست حتما برای مقابله با اون به قول بچه ها کاملا مسلح باشیم ، باور کنید گاهی با دست خالی هم میشه از پسش بر بیایم . نکته بعدی هم این هست که ما دانشجوها دیگه این برامون یه عادت شده که اگه راه حل مسائلمون کمتر از یه برگ A4 بشه ، نتیجه میگیریم که این راه حل اشتباست و هزاران مثال دیگه . . .
شاید داستان تخم مرغ کریستف کلمب را شنیده باشید ولی گاهی تکرار لازم است .پس من دوباره اونو یادآوری می کنم .
یک روز کریستف کلمب به یک مهمانی دعوت شد . . . تعداد زیادی از افراد حاضر در مهمانی به کلمب گفتند که واقعا کاری که انجام دادی خیلی ساده بود
( کشف قاره آمریکا ) ، هر کسی که سوار بر کشتی می شد و همه دریاها را طی می کرد ، در نهایت اون قاره را کشف می کرد . کلمب برای اینکه به اونا جواب بده ، ازشون خواست تا یک تخم مرغ را از انتها به طور ایستاده بر روی میز قرار دهند ، خوب هر کسی هر چه تلاش می کرد باز تخم مرغ قِل می خورد و می افتاد . در نهایت همه گفتند که این کار شدنی نیست . بعد کلمب اومد یه خورده پوسته انتهایی تخم مرغ را شکاند و بعد از روی همون انتها تخم مرغ را به طور ایستاده قرار داد. بعد کلمب گفت : این ساده ترین کار در دنیا بود . هر کسی می توانست آنرا انجام دهد ، البته بعد از آنکه نشان داده شد که چگونه انجام می شود.
راستی در مورد اون معمایی که در ابتدا پرسیدم ، باید این نکته را اضاف کنم که بعد از کمی جستجو در اینترنت فهمیدم ، هرگز چنین پرسشی از دانشجویان استنفورد صورت نگرفته و اون عدد 17% در واقع یک شایعه اینترنتی بوده . حتی نوشته بودند که 80% یک کودکستان به آن جواب درست داده اند . البته با توجه به مشغله های فکری که ما آدم بزرگ ها برای خودمون درست می کنیم هیچ بعید نیست که اگه روزی اینکار را انجام دهند به همین اعداد دست پیدا کنند . به هر حال این مهم نیست که آیا آن پرسش صورت گرفته یا نه ، بلکه مهم درسهایی است که ما از آن یاد می گیریم یا مثلا در مورد سخنرانی کورت ونه کوت برای فارغ التحصیلان دانشگاه MIT در سال 1997 ، هر چند که این هم جزو شایعه های اینترنتی بود و خود ونه کوت گفت "من این حرف ها را نزده ام ولی دوست داشتم که از آن من بود" . واقعا این کوته بینی است که آدم درس های نهفته در این مطالب را کنار بگذارد و برود دنبال حواشی آن ، درست مثل این که عده ای می گویند اصحاب کهف 6 نفر بودند و با سگشان می شوند 7 نفر و یک عده دیگر میگویند آنها 7 نفر بودند و با سگشان می شوند 8 نفر .
جواب : هیچ چیز ، ، ، در واقع هیچ چیز از خدا بزرگتر نیست و از شیطان هم بدجنس تر نیست . فقیر هیچ چیز ندارد . ثروتمند هم به هیچ چیز نیاز ندارد و ما اگر هیچ چیز نخوریم ، سرانجام میمیریم
comment: قــــلب
08.02.2010 - 23:26
به به سلام آبجی سحررررررررررررررری  |
|
comment: ساحره
09.02.2010 - 00:10
سلام سحري جونم خوبي آّجي گلم
از ديدنت خيلي خوشحال شدم
دلم برات تنگ شده بود
هميشه شاد باشي گلم
دوست دارم  |
|
comment: عسل
09.02.2010 - 00:25
تو کدوم کوهی که خـورشیــــد مرحـمــــی داری بـــــــــــرای
از تو دست تو می تابـــــــه زخم ایـن همیشــه خسـتــــه
چشمه چشمه ابر ایثـــــار تو به قصه ها شبیهــــی
روی سینۀ تو خوابـــه کـلــیـــــــــدی داری بـــــــرای ساـده اما حیــــــرت آور
تو کدوم خلیج سبـزی درهــــــای هــمـیـشــــــه بـــســــتــــــــــــه شوق تکرار تو دارم
که عمیق اما زلالــه کـــــــــــاش از اول میـــدونـســتـــــــــــــــ ــــم وقتی میرسم به آخــر
مثل آینه پاک وروشـن کــه تـــو دسـتــــای نجـیـبـــت تـو پلی ، پل رسیـدن
مهــربون مثل خـیالــــــه روی گــرداب یه تـردیـــد
کــاش از اول میدونستــــم منــو رد میـکنــــــی از رود
کـه تـــو صنـدوقـچه قلـبـــــــت
منــو میـبـــری به خـورشیـــــد
مرحمی داری برای زخم این همیشه خسته
تو به قصه ها شبیهی ساده اما حیرت اور
شوق تکرار تو دارم وقتی میرسم به اخر
تو پلی پل رسیدن روی گرداب یه تردید
منو رد میکنی از رور منو میبری به خورشید
کلیدی داری برای درهای همیشه بسته
کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبت
سلام سحری جون
خوبی عزیزم؟
دوستت دارم
شبت پر ستاره
 |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10710 |
| تاریخ: |
Monday 22:46 08.02.2010 |
|
|
سانی شیطونه |
|
|
|
» click to enlarge « حرفها كه تكراري ميشوند،غصه ها كه عادي مي شوند،شعرها كه
بي صدا مي شوند وقتي كه حتي اتفاقها معمولي مي
شوند،بارانها از سر تكرار مي بارند و بهارها از سر عادت
گل مي كنند
وقتي همة روزهاي تقويمت مثل هم مي شوند،شنبه با جمعه
فرقي نمي كند،زمستان با بهار، امسال با پارسال
وقتي به آسمان يكجور نگاه
مي كني ، به خودت يكجور نگاه مي كني ، و حتي به خدا
و مي خواهي زندگي را سخت نگيري تا زندگي بر توسخت نگيرد،
و لحظه ها روال عادي خودشان را داشته باشند،بهار هر وقت
دلش خواست بخندد وزمستان هر وقت
خواست دلش بگيرد،
آن وقت مثل سنگريزه اي در دل كوه گم مي شوي بدون آنكه
كمترين اثري بگيري
يا كمترين اثري ببخشي
مثل يك روز بي خاطره به پايان مي رسي بدون آنكه حتي
لحظه اي در حافظه اي ثبت شده باشي
اما به خاطر خدا هم كه شده ا ينقدر مثل مرداب در خودت
غرق نشو و كمي هم
جرأت دريا شدن داشته باش
comment: ساحره
09.02.2010 - 00:12
همیشه انقدرساده نرو ومگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن ........شاید کسی در پی تو میدود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند ........و تو هیچ وقت او را ندیده ای
هميشه شاد باشي  |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10709 |
| تاریخ: |
Monday 22:13 08.02.2010 |
|
|
شـــــاهیـــــــن |
|
|
|
» click to enlarge « سلام به همه دوستان گلم
امیدوارم همیشه گل باشید
ولی عمرتان مثل گل نباشه
قربون همگیتون برم کوچکتون
شــــــــــاهین
خــــــــــــسروهم سلام میرسونه
هریکی از این قلب ها مال شماست
کوچه ی تنــــــــگ دلم رهگذر یار نیست
به عهد و پیمان خویش دلش وفادار نیست
در ره عشق عاشقم ، نیست به جزهجرغم
همنفس و یار نیست عاشق تبـــــدار نیست
ز دوریــــــش کنم تب نامش همیشه بر لب
مثل دلم قلب او به عشق که بیـمـــار نیست
دیـــــــر رسیدم به تو رد شده بودی ز من
حادثه ی سبز عشـــق در پی تکرار نیست
باد به گیــــــسوی او چنگ زند های و هو
دلم که بی موی او دلخوش گیتــــار نیست
با خط دل نوشتم تویی سرنوشتــــــــــــــم
جمله یــــــــــادگاری به روی دیوار نیست
زمزمه کن با دلم واژه ی تبــــــــــــدار را
لب به سخن باز کن یک دفعه صد بار نیست
گلم رفتی و بی تو دلم که گلــــــــــزار نیست
هیچ نفس خوشتر از لحظه ی دیدار نیست
در گذرم سوی تو دو چشــــــــــم آهوی تو
باز رسیدم ولی چشم تو بیدار نیست
لحظه ی لبخند کو آن ره پیوند کو؟
دردل کم طاقتم طاقت بسیار نیست
داغ نگاهی ز تو بر جگرم مانده است
کن نگهی عشق من ثانیه هُشیار نیست
آنچه نوشتم عزیز حادثه ی قلب هاست
دیدم که می نوشتی حادثه در کار نیست!
www.shaheen504.blogfa.com
comment: salim
08.02.2010 - 22:46
khili ba hal bod saket |
|
comment: عسل
09.02.2010 - 00:35
من اگه هنـــوز میخــونم واســه خـــاطر دل تـــوست
شـعـــر من صـدای غــم نیست همــصـدای حســـرت تـــوست
عـــزیزم اگــه خـــزونم واســت از بــــهار میخــونم
تـورو تنـــها نمیــذارم گرچـــــه تنهـــــــا جـا میمــــونم
اگــه تو شبای سردت با خــودت تنـــها میشیــنی
مــن بــرات میخــونم از عشــــــــق
تا کـه فــــــردا رو ببیــنی
اگـــه همـــصدای اشـــکی واســه آرزوی بر بــــاد
مـــن بــرات میخــونم ای گـــل نوبهـــارو نبــر از یـــاد
همــــــــــه دلخـــــوشیم به اینـــه که تو یــــادت مــوندگــارم
گرچـــــه عمــــریه تو این دشــــت یه خــــــــزون بی بهـــارم
همــــــــــه دلخـــــوشیم به اینـــه
سلام شاهین جان
دوست دارم خوبه خوب باشی
شبتون پرستاره |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10708 |
| تاریخ: |
Monday 21:43 08.02.2010 |
|
|
tabboy*** |
|
|
|
» click to enlarge « به خدا اشکی ندارم
آمدي باز بخندي ، به روز و روزگارم براي خنده تو، ديگه اشكي ندارم ... دنيا بقا نداره چشمش حيا نداره هيچكس وفا نداره اي خدا اي خدا اي خدا اي دلي مي خواد از آهن ...
به غير از محبت گناهي ندارم... اي بي وفا .. راز دل بشنو .. از خموشي من .. اين سكوت مرا . ... به جز اين اشك سوزان..دل نا اميدم ..گواهي ندارد ..خدا داند ..
دیه ای از تو که با آن زلال می شوم، سبک می شوم و اوج می گیرم .... مرا به حال خود رها نكن چرا كه جز تو پناهگاهي ندارم. ...
چه دیدم که دل از خویش بریدم به خدا رفت قرارم نه به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم سپس آهسته نشستم،و نوشتم (فقط ای اشک امانم بده تا سجدهء شکری بگذارم )
comment: salim
08.02.2010 - 22:01
dar in donyae na omidi to ra bavar konam ba che omidi  |
|
comment: عسل
09.02.2010 - 00:04
وقتـی که هیچ نــــــگـاهی زخـــــم منو نمیدید
تنهـــا نگـــاه تو بـود که غربتــم رو فهمیـــــــــــد
وقتـــــــی تو گیـــرو دار حادثــــــه کــــــــم آوردم
وقتـی که با هر نفــس رو دست شب میمــردم
قلـــــب تو منـجیه این زخمیـــه در به در شــد
شب به شب گریه هام رو دست تو سحر شد
از نفــــس افتادمـــــو بــا تـــو نفس گرفتــــــــم
با تو غرورمــــو از جــــاده ها پس گرفتـــــــــــم
وقتی که آسمـــــون هم غرورمـــــو نمیــدیــد
وقتی که هـــر پنجــــره به هق هقم میخندید
وقتی که از سایه ها زخمــای کهنـــه خـوردم
تو بـــــــازی سرنوشــــــت باختنمو میبــــردم
با قلب شـــــب کشـیدت به داد مـن رسیـــدی
حتــــــــــی به خاطــــر من از خودتم بریـــــــدی
یادم نمیــره خوبم مرحــــم زخمــــــم شـــــدی
یادم نرفته چقـــــــدر به پــــــای من کم شـدی
نیستــــی ولی باز تویـــی که دردمو میدونی
نیستــــی ولی باز تویـــی که دردمو میدونی
هر جا که باشـــی بدون تو خاطـرم میمونی
هر جا که باشـــی بدون تو خاطـرم میمونی
تب بوی اینو بخون کوفتت بشه
بعدشم این شعر مال تو نبودا نمیخوام دروغ گفته باشم
 |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10707 |
| تاریخ: |
Monday 21:35 08.02.2010 |
|
|
tabboy*** |
|
|
|
» click to enlarge « تنها برای تو می نویسم
رهگذر محو تماشای چه ای مات و مبهوط کجا مینگری تا کنون هیچ ندیدی انگار کلبه ای نیمه خراب در بیابان پر از ریگ سکوت که به هر سو نگری ...
در آسمان خيال بالهايم را مي گشايم هر چه از زمين و آدمهايش دورتر مي شوم سبک و سبکتر ميشوم. مي خواهم دلم را هم باخودم ببرم نمي خواهم پيش اين مردم خاکي بماند.
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10706 |
| تاریخ: |
Monday 21:31 08.02.2010 |
|
|
amir |
|
|
|
» click to enlarge « شب خوش
comment: salim
08.02.2010 - 22:06
agar to shab khoshi man che ke az har do mahromam  |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10705 |
| تاریخ: |
Monday 20:43 08.02.2010 |
|
|
قشقائي |
|
|
|
» click to enlarge « سلام
کنـجشککه اشی مشی خـاطـر خـواه ما نشــی
اشک میاد خیس میشی غصه میاد داغون میشی
ما رو چـکار بـه عاشـقی ما دل وامونـده داریم
تو خـط عاشقـی دلی از هـمـه جـا رونـده داریم
گنجشککه اشی مشی بهتـره مـوندگـار نشـی
بـالتـو وا کـن و بـپـر تـا کـه اسیـر یــار نشـی
اینـجـا همـه دلاشـونـو تو قـاب سنـگی میزارن
واسـه تفنـن هم شـده رو قلـب هـم پـا میزارن
جـونـم بـرات بـگه اشـی دل بـه غریبـه ها نبند
بـه رسـم عاشقـی نخـون دلـت رو از اینـجا بکن
چون خوبيد آرزوميکنم خوب بمونيد
comment: امير
08.02.2010 - 21:33
 |
|
comment: عسل
08.02.2010 - 23:58
هرگز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم بگم فقط مال مني به تو جسارت بكنم
اِنقد ظريفي كه با يك نگاه هرزه مي شكني اما تو خلوت خودم تنها فقط مال مني
هرگز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم بگم فقط مال مني به تو جسارت بكنم
ترسم اينه كه رو تنت جاي نگاهم بمونه يا روي تيشه چشات غبار آهم بمونه
تو پاك وساده مثل خواب حتي با بوسه مي شكني شكل همه آرزوهام تجسم خواب مني
حتي با اينكه هيچكس مثل من عاشق تو نيست پيش تو آينه چشام حقير لايق تو نيست
هرگز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم بگم فقط مال مني به تو جسارت بكنم
از جمع من تا ضرب تو راهی به جز تفریق نیست
دلخوش به مجذورم نکن اینجا مگر تقسیم نسیت
با رادیکال عشق بیا تا بشکند توان تو
چیزی نچرخد بهتر است سینوس من الفای تو
وای دو اگر عاشق شود بی پرده ایکس دو می شود
چیزی شبیه معجزه با جذر ممکن می شود
گر ایکس داری در سوال جای برای ترس نیست
در انتهای مسئله دیگر مجال بحث نیست
سلامم براشنای خوبم
خوبی؟
راستی این معادله رو نوشتم بده دوستت حل کنه ببینه میشه یانه
شب خوش |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10704 |
| تاریخ: |
Monday 19:31 08.02.2010 |
|
|
ALeX |
|
|
|
متین جان صلاحه مملکته خویش خسروان د ادنند اما بنظر من با اراده همه چیز ممکنه عاشق شو تو دنیایه واقعی عاشقه کساییکه میشناسیشون نه عاشقه نقابهایی که روزی سراب بودنشون ثابت میشه روزی به حرفه من میرسی عشقیکه پایش مجازه از عادت هم کمتره.
comment: عسل
09.02.2010 - 00:30
من میگم منو شکستــن
چشم فانوسمو بستن
تو میگــی خــــدا بـــزرگـــه
ماه و میده به شب من
من میگم؛...آخــــــه دلـــم بود
اونکــه افتـــاده به خــاکِ
تــو میگی سرت ســلامت
آینه ها زلال و پــاکِ
اینـــه که فاصـــــله هــا رو
نمیشــــه با گــــریــه پــُر کـــرد
یکـــی مــون بهــــار سرخوش
یکـــی مون پــائیــــز پـــــــر درد
من میگـــم فاصـــله مــــرگِ
بیـــن دستـــای تــــو تا مـــن
تـــــو میگـــی زندگــی اینــــه
حـــــاصــــل عشـــقِ تــــو با مـــن
من مـیگم حـــــالا بســـوزم
یـــا که با غصــــــه بســــــازم
تــو میگــی فــــــرقــــــی نـــــداره
مــــــن که چیـــزی نمــی بــــــازم...
مــن میگــم اینجـــا رو باختــــی
عمــــری کـــه رفتــــه نمی یـــــاد
تــــو میگـــی قصـــــه همیــــــــن بود
تـــــــــو یــه بـــــــــــرگی توی این بــــــاد.
سلام الکسسسسسسسسسسسسس
خوبی ییییییی؟
دیگه نامرئی نیستم ها میبینی منو
یه خورده به خودت زحمت بده سه خط بیشتر بنویس بابا تو چرا اینقدر بی حالی
شبا زود بخواب خوب میشی
موفق باشی
شب خوش |
|
|
|
|
|
|
| ورودی شمارهء: |
10703 |
| تاریخ: |
Monday 19:20 08.02.2010 |
|
|
amir |
|
|
|
» click to enlarge « شكرانه جان كم درنگ كن ....چيزهائي كه تا حال ميگفتي رو مگه قبول نداشتي؟پس حالا چرابريدي؟ |
|
|
|
|